گفتگو با مدیرعامل آیتک؛ چالشها و راهکارهای مقابله با قاچاق اسپرسوساز
مقدمه
برای شروع، لطفاً یک تصویر کلی از وضعیت فعلی قاچاق دستگاههای اسپرسوساز در ایران ارائه دهید. این پدیده چقدر گسترده است و چه روندی را طی کرده است؟
از آنجایی که با یک فعالیت غیرقانونی روبرو هستیم، طبیعتاً آمار دقیقی در دست نیست. هر تحلیلی بر اساس شواهد و بازخوردهای موجود در بازار است. با این حال، میتوان با اطمینان گفت که طی ۳ تا ۴ سال اخیر، روند ورود این دستگاهها به کشور به شکل چشمگیری افزایش یافته است و روزبهروز گستردهتر میشود.
این دستگاههای قاچاق دقیقاً از کجا میآیند و چه نوع محصولاتی هستند؟ آیا ما در مورد دستگاههای نو صحبت میکنیم یا کارکرده؟
قاچاق در این حوزه به دو شکل اصلی انجام میشود؛ ابتداییترین روش مربوط به محصولاتی است که بهصورت نو و آکبند وارد کشور میشوند اما هیچیک از مراحل قانونی گمرکی را طی نکردهاند، و دوم دستگاههای کارکرده که موضوع اصلی بحث ما هستند و بزرگترین نگرانی را ایجاد میکنند. این دستگاهها همان تجهیزاتی هستند که در کافههای کشورهای حاشیه خلیج فارس عملاً به پایان عمر مفید خود رسیدهاند؛ تجهیزاتی که دیگر ارزش سرویس یا تعمیر ندارند و طبق استاندارد باید اسقاط یا دفع شوند، اما با این حال افراد سودجو آنها را خریداری کرده و بدون هیچگونه نظارت یا کنترل کیفیت، بهصورت قاچاق وارد ایران میکنند.
این دستگاهها چگونه خریداری و وارد ایران میشوند؟ فرآیند حمل و نقل و ورود آنها به چه شکل است؟
قاچاقچیان این دستگاهها را به صورت فلهای و عمده، بدون تست و بررسی فنی، خریداری میکنند. تعبیر «کیلویی» برای این نوع خرید بسیار دقیق است. سپس این دستگاهها با روشهای کاملاً غیراستاندارد حمل میشوند؛ آنها را بدون هیچگونه محافظی روی هم انباشته، با پلاستیک ضخیم (که در بازار به آن شیلینگ میگویند) بستهبندی کرده و از طریق مرزهای دریایی جنوب کشور، با لنجها وارد ایران میکنند. در این تجارت، برندهای اسپانیایی مانند «کاسادیو» (Casadio) بسیار رایج هستند، اما حتی برندهای معتبر و گرانقیمتی مانند «جیمبالی» (Cimbali) نیز بین این بارها دیده میشوند.
پس از ورود این دستگاههای اسقاطی به ایران، چه فرآیندی روی آنها انجام میشود تا برای فروش آماده شوند؟ لطفاً در مورد ‘بازسازی’ و تعمیرات آنها توضیح دهید.
پس از ورود، این دستگاهها تحت یک فرآیند بازسازی کاملاً فریبکارانه قرار میگیرند تا ظاهری نو و سالم پیدا کنند؛ فرآیندی که با استفاده از قطعات داخلی دستگاههای دیگر آغاز میشود، بهطوریکه تعمیرکاران با جدا کردن قطعات سالم از چندین دستگاه خراب و سرهم کردن آنها—مثلاً ترکیب بویلر یک دستگاه با شیر برقی دستگاهی دیگر—یک دستگاه به ظاهر سالم ایجاد میکنند. سپس بدنه استیل دستگاهها را پولیش میزنند تا براق و شبیه نو شود و در موارد بدتر، برای پنهان کردن هرگونه ضربه، پوسیدگی یا آسیب جدی، کل بدنه با رنگ کورهای پوشانده میشود. علاوه بر این، برای آنکه داخل دستگاه و بویلر مسی آن کاملاً نو به نظر برسد، از اسیدهای صنعتی و غیرخوراکی بسیار قوی مثل جوهر نمک استفاده میکنند تا همه رسوبات و آثار کارکرد قبلی پاک شود، اقدامی که ظاهر را زیبا میکند اما خطرات جدی بهداشتی ایجاد میکند. تمام این مراحل تنها با هدف آمادهسازی دستگاه برای فریب خریدار و عرضه آن بهعنوان کالایی سالم و کمکار انجام میشود.
شگردهای فروش و هزینههای پنهان برای خریدار
قیمت پایین، اولین و فریبندهترین دام قاچاقچیان است. اما پس از این وسوسه اولیه، خریدار با شبکهای از فریبهای پیچیدهتر و هزینههای پنهانی مواجه میشود که میتواند سرمایهگذاری او را به کلی نابود کند.
این دستگاههای ‘بازسازیشده’ چگونه به مشتریان، به خصوص صاحبان کافهها، فروخته میشوند و چرا قیمت آنها اینقدر وسوسهانگیز است؟
اصلیترین اهرم فشار فروشندگان، قیمت است. این دستگاهها ۶۰ تا ۷۰ درصد ارزانتر از یک دستگاه نو و قانونی مشابه فروخته میشوند. فروشندگان آنها را با عناوینی مانند «جنرال سرویس شده» یا «در حد نو» تبلیغ میکنند و این اختلاف قیمت شدید، بسیاری از خریداران را وسوسه میکند.
آیا فروشندگان صرفاً این دستگاهها را به عنوان کارکرده میفروشند یا فریبهای بزرگتری هم در کار است؟
متأسفانه، این اقدامات پیچیدهتر شده است. در گذشته این دستگاهها صرفاً به عنوان کارکرده فروخته میشدند، اما اخیراً شاهد روند نگرانکنندهتری هستیم: فروش این دستگاهها به عنوان نو یا کمکارکرد. برای این کار، آنها را روی پالتهای ساختگی قرار میدهد و خطرناکتر از همه، پلاک سریال دستگاه را دستکاری میکنند تا سال ساخت آن را تغییر دهند. به عنوان مثال، دستگاهی که تولید سال ۲۰۱۵ است را با پلاک جعلی به عنوان محصول ۲۰۲۵ به فروش میرسانند.
خریدار پس از تهیه این دستگاهها با چه ‘هزینههای پنهانی’ روبرو میشود؟ سرنوشت این دستگاهها معمولاً به کجا ختم میشود؟
شادی خرید ارزان خیلی زود جای خود را به کابوسی از هزینههای پنهان میدهد. این دستگاهها به دلیل فرسودگی و استفاده از قطعات غیراستاندارد، به طور مداوم خراب میشوند. هزینههای تعمیر سرسامآور است و در بسیاری از موارد، دستگاه به نقطهای میرسد که دیگر قابل تعمیر نیست. در چنین شرایطی، کل سرمایه اولیه خریدار، که ممکن است ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان باشد، به طور کامل از بین میرود و یک دستگاه غیرقابل استفاده روی دست او باقی میماند. اما ضرر مالی تنها یک روی سکه است؛ خطرات بهداشتی و ایمنی، روی دیگر و به مراتب خطرناکتر آن است.
استفاده از قطعات غیراستاندارد و روشهای نادرست ‘بازسازی’ چه خطرات بهداشتی مشخصی برای مصرفکننده نهایی قهوه به همراه دارد؟
در این زمینه دو خطر بهداشتی اصلی و بسیار جدی وجود دارد. اولین موضوع آلودگی شیمیایی است؛ استفاده از اسیدهای غیرخوراکی مانند جوهر نمک برای تمیز کردن بویلر، بقایای شیمیایی خطرناکی را در جدارههای داخلی آن به جای میگذارد که به مرور زمان وارد آب داغ و نهایتاً قهوه میشوند و مصرف بلندمدت آنها میتواند خطرات جدی برای سلامت مصرفکننده ایجاد کند. دوم، قطعات فاقد استاندارد هستند؛ در این دستگاهها از قطعاتی استفاده میشود که فاقد استانداردهای ضروری مانند NSF (ان اس اف) هستند، استانداردی که تضمین میکند مواد به کار رفته در قطعاتی که با مواد غذایی در تماس هستند، برای سلامت انسان بیخطر باشند. عدم وجود این تأییدیه به معنای ریسک ورود مواد مضر به نوشیدنی است.
از نظر ایمنی، این دستگاهها چه خطراتی را میتوانند برای باریستا و محیط کافه ایجاد کنند؟
خطرات ایمنی این دستگاهها نیز کمتر از تهدیدهای بهداشتی نیست و میتواند منجر به حوادث فاجعهبار شود. نخست، خطر انفجار بویلر مطرح است؛ سوپاپ اطمینان یکی از حیاتیترین قطعات ایمنی در دستگاه اسپرسو است و اگر این قطعه معیوب، تعمیرنشده یا با یک قطعه غیراستاندارد جایگزین شده باشد، در صورت افزایش بیش از حد فشار عمل نکرده و میتواند منجر به انفجار دیگ بخار شود. دوم، خطر برقگرفتگی وجود دارد؛ سیمکشیهای داخلی این دستگاهها به دلیل فرسودگی و تعمیرات غیراصولی اغلب فاقد عایقبندی مناسب هستند و هرگونه نشتی جریان برق میتواند اپراتور یا باریستا را در معرض خطر جدی برقگرفتگی قرار دهد. البته باید تأکید کرد که احتمال وقوع این حوادث شدید بسیار کم است، اما وجود همین احتمال، هرچند اندک، ریسک بزرگی محسوب میشود.
آسیبهای اقتصادی: ضربه به بازار رسمی و نمایندگیها
تهدید این دستگاهها تنها متوجه سلامت مصرفکننده و ایمنی کافهدار نیست. این تجارت زیرزمینی، ریشههای اقتصاد رسمی این صنعت را هدف گرفته و رقابتی ناعادلانه را به واردکنندگان قانونی تحمیل میکند.
این تجارت غیرقانونی چه آسیبهای مشخصی به شرکتهای بازرگانی و نمایندگیهای رسمی برندهای معتبر وارد میکند؟
وقتی از آسیبهای این تجارت غیرقانونی به شرکتهای بازرگانی و نمایندگیهای رسمی برندهای معتبر صحبت میکنیم، واردکنندگان قانونی همیشه با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم میکنند که قاچاقچیان هیچیک از آنها را ندارند. آنها هزینههای عملیاتی بسیار بالایی دارند؛ هزینههای هنگفتی برای برندسازی، بازاریابی، نگهداری انبار بزرگ قطعات و محصولات—که نیازمند سرمایه در گردش حداقل نیم میلیون دلاری یا یورویی است—استخدام پرسنل متخصص و ارائه گارانتی و خدمات پس از فروش اجباری متحمل میشوند. رقابت با محصولی که ۶۰ تا ۷۰ درصد ارزانتر است و هیچیک از این هزینههای سربار را ندارد، عملاً غیرممکن است. علاوه بر این، اختلال در زنجیره تأمین نیز گریبان آنها را میگیرد، چرا که موجودی قطعات یدکی نمایندگیهای رسمی که برای سرویسدهی به دستگاههای قانونی تأمین شده، اغلب صرف تعمیر دستگاههای قاچاقی میشود که به صورت مداوم خراب میشوند و این موضوع خدماتدهی به مشتریان اصلی را مختل میکند. در نهایت، شبکه فروش رسمی هم آسیب میبیند، زیرا نمایندگان رسمی در سراسر کشور نمیتوانند با قیمتهای نازل فروشندگان محلی کالای قاچاق رقابت کنند و سرمایهگذاری آنها با شکست مواجه میشود.
چه عوامل ساختاری در اقتصاد و قوانین کشور، این بستر را برای قاچاقچیان فراهمتر میکند؟
چندین عامل سیستمی به رشد این پدیده دامن میزنند. نوسانات ارزی باعث میشود افزایش نرخ ارز، هزینه تمامشده واردات قانونی را به شدت بالا ببرد و شکاف قیمتی بین کالای قانونی و قاچاق را عمیقتر کند. بروکراسی گمرکی و فرآیندهای پیچیده، زمانبر و پرهزینه گمرکی، واردات قانونی را برای شرکتهای رسمی دشوار و کند میکند. ضعف نظارت و اجرا نیز به قاچاقچیان این امکان را میدهد که با مصونیت کامل فعالیت کنند و حتی به راحتی در شبکههای اجتماعی به تبلیغ و فروش محصولات خود بپردازند. علاوه بر این، نبود انسجام صنفی و فقدان یک اتحادیه یا سندیکای قدرتمند میان واردکنندگان قانونی باعث شده است که نتوانند به صورت یکپارچه برای احقاق حقوق خود و مقابله با قاچاق لابی کنند. در نهایت، این عوامل سیستمی دست به دست هم میدهند تا هزینه واردات قانونی به شکلی غیرمنطقی بالا برود و شکاف قیمتی عظیمی ایجاد شود؛ شکافی که قاچاقچیان با کالاهای اسقاطی خود آن را پر میکنند.
راهکارهای مقابله و راهنمای خرید هوشمندانه برای مصرفکنندگان
با شناخت ابعاد مشکل، اکنون زمان آن است که به راهحلها و توصیههای عملی برای محافظت از خریداران بپردازیم.
مجموعه آیتک سرویس در مواجهه با مشتریانی که ندانسته این دستگاههای قاچاق را خریدهاند، چه رویکردی دارد؟
رویکرد ما هرگز تنبیهی نیست. ما تلاش میکنیم مصرفکننده را آگاه و یاری کنیم. وقتی با چنین موردی مواجه میشویم، با ارائه مستندات و واقعیات فنی، مشکل را برایشان توضیح میدهیم. برای مثال، قطعه اصلی را در کنار قطعه غیراستاندارد قرار میدهیم یا با استعلام شماره سریال، سال ساخت واقعی دستگاه را به آنها نشان میدهیم تا متوجه شوند فریب خوردهاند. ما هرگز با قاچاقچیان همکاری نمیکنیم، اما تا جایی که امکان داشته باشد به مصرفکننده نهایی برای رفع مشکل کمک میکنیم.
چه راهکارهای عملی و مشخصی برای یک خریدار وجود دارد تا تشخیص دهد دستگاهی که قصد خرید آن را دارد قاچاق و پرخطر است یا خیر؟ آیا چکلیست مشخصی وجود دارد؟
هیچ چک لیست کاملی برای کاربران معمولی چکلیست فنی کامل نیازمند تخصص است، اما خریداران میتوانند با چند اقدام ساده، ریسک را به حداقل برسانند:
- استعلام شماره سریال (Serial Number): این سادهترین و مؤثرترین گام است. شماره سریال دستگاه را از فروشنده بگیرید و با نماینده رسمی آن برند در ایران تماس بگیرید. از این طریق میتوانید از تاریخچه واردات، سال ساخت واقعی و وضعیت گارانتی دستگاه مطلع شوید.
- مشورت با کارشناس مستقل: هرگز به تشخیص خود یا ادعاهای فروشنده اکتفا نکنید. از یک تکنسین معتمد و مستقل (که ارتباطی با فروشنده ندارد) بخواهید تا قطعات داخلی دستگاه را به دقت بررسی کند.
- به برچسبهای فروش مشکوک باشید: فروشندگان این دستگاهها اغلب از عناوینی مانند «دستگاه اماراتی» استفاده میکنند. شنیدن این عبارت باید اولین زنگ خطر برای خریدار باشد.
- تحقیق در مورد مدل دستگاه: بررسی کنید که آیا مدل مورد نظر هنوز توسط شرکت سازنده تولید میشود یا یک مدل قدیمی و از رده خارج است. اگر یک مدل موفق بود، خود کارخانه تولید آن را ادامه میداد. اینکه مدلی از خط تولید خارج شده نشان میدهد که تکنولوژی آن قدیمی و دارای نقصهایی بوده که در مدلهای جدیدتر رفع شده است.
- به ظاهر دستگاه اعتماد نکنید: فریب ظاهر براق یا بویلر تمیز را نخورید. همانطور که گفته شد، این موارد اغلب نتیجه اقدامات كی و فریبکارانه برای پنهان کردن عیوب بزرگتر است.
فراتر از آگاهیبخشی به مصرفکننده، برای مهار این پدیده چه اقدامات کلانتری لازم است؟
مقابله ریشهای با این معضل نیازمند اقدامات گستردهتری است:
- حمایت دولت: نهادهای دولتی و قانونگذار باید با تسهیل قوانین گمرکی و ایجاد محیط کسبوکار مطلوبتر، از واردکنندگان قانونی حمایت کنند.
- اتحاد صنفی: واردکنندگان رسمی باید با تشکیل یک نهاد قدرتمند و یکپارچه، به صورت جمعی برای مقابله با قاچاق و پیگیری مطالبات خود اقدام کنند.
- تأکید بر ارزشآفرینی: شرکتهای قانونی باید بر مزیتهای رقابتی خود تأکید کنند؛ مزایایی مانند ارائه آموزشهای تخصصی، پشتیبانی فنی مطمئن، دسترسی به جدیدترین تکنولوژیها و خدمات پس از فروش معتبر که کالای قاچاق هرگز نمیتواند آنها را ارائه دهد.
در پایان، با توجه به فرهنگ غنی قهوه در ایران، این پدیده چه تأثیری بر آینده این صنعت و جایگاه آن در کشور ما دارد؟
مردم ایران شایسته دسترسی به بهترین و ایمنترین تکنولوژیهای روز دنیا هستند، نه زبالههای صنعتی و دستگاههای از رده خارج کشورهای دیگر. برخلاف دیدگاهی که قهوه را یک نوشیدنی لوکس میداند، این بخشی از فرهنگ ماست. اسپرسو خوردن با کلاس بودن نیست. کسی که چای میخورد به او نمیگویند باکلاس است. قهوه هم جزئی از فرهنگ کهن ما بوده است.
سلامت و پویایی صنعت کافه به طور مستقیم به اشتغالزایی برای نسل جوان گره خورده است. یک کافه، محیطی برای گفتگو و تعاملات اجتماعی محسوب میشود و یک دستگاه اسپرسوی باکیفیت و ایمن، اگرچه بخش کوچکی از این اکوسیستم است، اما نقشی حیاتی در ایجاد یک تجربه مثبت و امن برای مشتریان دارد. امیدواریم با بهبود زیرساختها و ایجاد شرایط مطلوبتر برای کسبوکارها و مصرفکنندگان، شاهد رشد سالم این صنعت و حذف پدیدههای مخربی مانند قاچاق باشیم.